درماتیت سبورئیک
التهاب پوست سر یا درماتیت سبورئیک (Seborrheic Dermatitis) یکی از بیماریهای شایع و مزمن پوستی است که اغلب با پوستهریزی، قرمزی، خارش و گاهی احساس چربی بیشازحد در پوست سر شناخته میشود. این اختلال در واقع نتیجهی عملکرد نامنظم سیستم ایمنی و فعالیت بیشازحد غدد سباسه است که سبب ایجاد محیط مناسب برای رشد میکروارگانیسمهایی مانند قارچ مالاسزیا میشود. درماتیت سبورئیک حالتی التهابی و عودکننده دارد که میتواند تحتتأثیر عوامل درونی و بیرونی مانند استرس، تغییرات آبوهوایی، تغذیه، یا حتی اختلالات هورمونی تشدید شود.
چرا این بیماری فقط به پوست سر محدود نمیشود؟
نکته قابل توجه آن است که این بیماری صرفاً محدود به پوست سر نیست؛ بلکه در نواحی غنی از غدد چربی مانند ابروها، کنارههای بینی، پشت گوش، سینه و گاهی حتی قسمت فوقانی پشت نیز دیده میشود. از نظر بالینی، بیماران ممکن است با پوستهریزی ظریف سفید یا زردرنگ، برافروختگی پوست، و احساس ناراحتی یا سوزش مواجه شوند. در موارد مزمن، این علائم به صورت دورهای بروز کرده و سپس فروکش میکنند، ولی بهندرت بهبود دائمی حاصل میشود.
از عدم تعادل میکروبی تا تشدید علائم با استرس و کمخوابی
از دیدگاه پاتوفیزیولوژیک، التهاب پوست سر ناشی از ترکیب پیچیدهای از سه عامل اصلی است: فعالیت قارچهای لیپوفیلیک، ترشح سبوم، و پاسخ ایمنی میزبان. افزایش ترشح چربی زمینهای گرم و مرطوب ایجاد میکند که رشد قارچهای مالاسزیا را تقویت میکند و حضور این قارچها منجر به تحریک واکنش التهابی در پوست میشود. نتیجه این فرآیند، قرمزی، پوستهریزی و تحریک مزمن اپیدرم است.
درماتیت سبورئیک اگرچه معمولاً بدون خطر جدی برای سلامت عمومی محسوب میشود، اما از نظر زیبایی و روانی، میتواند آثار قابل توجهی بر فرد بگذارد. خارش مداوم، پوستههای قابل مشاهده روی لباس یا مو و ظاهر غیرطبیعی پوست سر ممکن است منجر به کاهش اعتمادبهنفس و اضطراب در بیماران شود. افزون بر این، استرسهای روانی و کمبود خواب خود میتوانند چرخه التهاب را تشدید کنند و موجب عود سریعتر علائم شوند.
الگوی سنی و جنسیتی بیماری
از منظر اپیدمیولوژیک، این بیماری در میان افراد بالغ بهویژه مردان بیشتر مشاهده میشود و معمولاً در سنین جوانی شروع میگردد. دلیل این شیوع بیشتر در مردان احتمالاً به تأثیر آندروژنها بر فعالیت غدد چربی مرتبط است. در نوزادان نیز نوع خاصی از این بیماری بهصورت “کرادل کپ” (Cradle Cap) دیده میشود که معمولاً طی چند ماه بهصورت خودبهخود برطرف میگردد.
بهطور کلی، درماتیت سبورئیک نمونهای بارز از تعامل پیچیده میان فیزیولوژی پوست، عوامل میکروبی و شرایط محیطی است. شناخت دقیقتر مکانیزمهای این تعامل برای درمان مؤثرتر و پیشگیری از عود بیماری اهمیت زیادی دارد، زیرا درمانهای موجود اغلب علائم را کنترل میکنند اما ریشهی التهابی را بهطور کامل رفع نمیکنند.
ماهیت درماتیت سبورئیک
درماتیت سبورئیک در گروه درماتوزهای التهابی مزمن طبقهبندی میشود؛ یعنی بیماریای که التهاب پوست در آن حالت پایدار و عودکننده دارد. این بیماری نتیجهی تعامل پیچیده میان چند عامل زیستی است که شامل اختلال در عملکرد غدد سباسه، افزایش فعالیت قارچهای مالاسزیا، و پاسخ ایمنی نامتعادل بدن میشود. قارچ مالاسزیا که بهطور طبیعی بخشی از فلور نرمال پوست محسوب میشود، در شرایط خاص، مانند افزایش چربی پوست، تغییرات هورمونی، یا استرس، بیشازحد رشد میکند. این رشد بیشفعال موجب تولید آنزیمهای لیپاز میشود که مولکولهای چربی را تجزیه کرده و اسیدهای چرب آزاد تولید میکنند. این اسیدهای چرب برای سلولهای سطحی پوست (کراتینوسیتها) محرک هستند و آنها را وادار به ترشح ترکیبات التهابی از جمله سیتوکینها و تنظیمکنندههای مسیرهای NF-κB و TNF-α میکنند. در نتیجه، چرخهای از التهاب، قرمزی، خارش و پوستهریزی شکل میگیرد که گرایش به تکرار دارد و گاهی با شدتهای مختلف عود میکند.
نقش غدد سباسه و تنظیم چربی پوست
پوست سر یکی از نواحی است که بیشترین تراکم غدد سباسه را دارد. این غدد از طریق ترشح سبوم (Sebum)، یا همان چربی طبیعی پوست، به حفظ رطوبت و جلوگیری از خشکشدن کمک میکنند و همزمان یک لایهی محافظ در برابر آلودگیها و میکروبهای محیطی ایجاد مینمایند. در فرد سالم، ترکیب سبوم متعادل است و مقدار آن با نیاز پوست هماهنگی دارد. اما در بیماران مبتلا به درماتیت سبورئیک، معمولاً ترشح چربی افزایش مییابد و ترکیب آن دچار تغییر میشود. نسبت اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع که در حالت طبیعی تعادل دارد، در این بیماران بههم میریزد. نتیجه آن است که محیط پوست برای رشد قارچهای چربیدوست مانند مالاسزیا مناسبتر میشود. این رشد بیشازحد نهتنها به التهاب و تحریک پوست سر منجر میشود بلکه تولید سبوم بیشتر را نیز تحریک میکند و یک چرخه معیوب بهوجود میآورد.
نقش میکروبیوم پوست
در دهههای اخیر، درک ما از نقش میکروارگانیسمهای مفید بدن یا همان میکروبیوم تغییر چشمگیری کرده است. میکروبیوم پوست مجموعهای از میلیونها باکتری و قارچ است که بهصورت طبیعی روی پوست زندگی میکنند و به حفظ تعادل ایمنی و سلامت آن کمک میکنند. در حالت طبیعی، باکتریهای مفید کومنسال نقش محافظتی دارند و جلوی رشد بیشازحد میکروبهای بیماریزا را میگیرند. اما در بیماران مبتلا به درماتیت سبورئیک این توازن ظریف برهم میخورد؛ یعنی میکروبیوم پوست دچار عدم تعادل یا دیسبیوزیس (Dysbiosis) میشود. در چنین وضعیتی، قارچهای لیپوفیل مانند مالاسزیا بیش از حد افزایش یافته و متابولیتهای التهابی ترشح میکنند. این ترکیبات باعث آسیب به سد دفاعی پوست، کاهش یکپارچگی لایهی شاخی اپیدرم و افزایش نفوذپذیری پوست میشوند. به همین دلیل است که مبتلایان اغلب از سوزش یا حساسیت پوست سر شکایت دارند و پوستشان در برابر تغییرات آبوهوایی واکنش نشان میدهد.
مسیرهای التهابی و سیگنالهای سلولی
تحقیقات در سطح سلولی نشان دادهاند که التهاب در درماتیت سبورئیک نتیجهی فعالشدن مسیرهای خاصی درون سلولهاست. مسیرهایی مانند MAPK، NF-κB، و IL-17 از مهمترین مسیرهای درگیر در این بیماری هستند. زمانی که قارچ مالاسزیا یا محصولات ناشی از تجزیه سبوم با سلولهای پوست تماس پیدا میکنند، کراتینوسیتها و سلولهای ایمنی ذاتی فعال میشوند. این سلولها در پاسخ، سیتوکینهایی مانند IL-1β، IL-6 و TNF-α آزاد میکنند که نقش مهمی در ایجاد التهاب دارند. این واکنش زنجیرهای باعث جذب سلولهای ایمنی بیشتری مانند نوتروفیلها و ماکروفاژها به ناحیه التهاب میشود. تجمع این سلولها ضمن تقویت پاسخ دفاعی، موجب پوستهریزی، قرمزی و خارش پوست سر میگردد.
در افراد مستعد، سیستم ایمنی بهطور غیر معمولی نسبت به محرکهای ملایم واکنش نشان میدهد و التهاب طولانیمدتی ایجاد میکند. از سوی دیگر، عدم کنترل صحیح این مسیرهای التهابی میتواند منجر به آسیبهای مزمن پوستی و ضخیمشدن لایهی شاخی شود. در نتیجه، پوست سر ممکن است چرمی، خسته و پوستهدار به نظر برسد—حالتی که بسیاری از بیماران آن را هم از نظر ظاهری و هم احساسی آزاردهنده میدانند.
ارتباط بین سیستم ایمنی و استرس
سیستم ایمنی ذاتی و تطبیقی هر دو در این بیماری فعال میشوند. در درماتیت سبورئیک مزمن، فعالیت بیشازحد سلولهای Th1 و Th17 مشخص شده است. از سوی دیگر، استرس روانی با تنظیم محور محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال میتواند ترشح کورتیزول را تغییر دهد و پاسخ ایمنی را سرکوب یا تحریک کند. این تعامل سبب نوسانات بالینی بیماری، بهویژه تشدید دورهای آن در زمان استرس، خستگی یا خواب ناکافی میشود.
همچنین بخوانید: التهاب مزمن خفیف پوست دشمن خاموش پیری شتاب یافته
عوامل مستعدکننده و فاکتورهای خطر
درماتیت سبورئیک در حدود ۳ تا ۵ درصد جمعیت جهان دیده میشود و در مردان کمی شایعتر است. عوامل مستعدکنندهی مهم عبارتند از:
- زمینهی ژنتیکی و حساسیتهای خانوادگی به اختلالات سبورئیک.
- اختلالات عصبی مانند بیماری پارکینسون، صرع، و آسیبهای ستون فقرات.
- کاهش ایمنی عمومی بدن نظیر عفونت HIV که شدت بیماری را افزایش میدهد.
- اختلالات هورمونی و تغییرات در سطح آندروژنها که میتواند ترشح سبوم را افزایش دهد.
- استرس و کمبود خواب مزمن که سبب بیثباتی محور ایمنی و افزایش التهاب میشود.
تظاهر بالینی و علائم
درماتیت سبورئیک معمولاً با پوستههای زرد یا سفید و چسبیده به پوست سر شروع میشود. این پوستهها گاهی چرب هستند و میتوانند با خارش، سوزش یا قرمزی همراه باشند. در مراحل پیشرفتهتر، پوست در اطراف خط رویش مو، پشت گوش و ابروها نیز درگیر میشود. فرم شدیدتر بیماری تحت عنوان Seborrheic Eczema شناخته میشود که پوستهریزی گسترده و التهاب شدید ایجاد میکند.
تشخیص افتراقی
تشخیص این بیماری نیازمند افتراق از سایر اختلالات پوستی مانند:
- پسوریازیس پوست سر (وجود پلاکهای خشک و نقرهایرنگ).
- درماتیت تماسی آلرژیک (واکنش به شامپو یا مواد آرایشی).
- پروتیوز قارچی با علائم مشابه.
- درماتیت آتوپیک بهویژه در کودکان. معمولاً تشخیص بر پایهی مشاهدهی کلینیکی و سابقهی بیمار انجام میشود و نیاز به نمونهبرداری در موارد خاص وجود دارد.
همچنین بخوانید:مشکل پوسته سر چیست و چگونه درمان میشود؟
مکانیسم مزمنشدن بیماری
یکی از ویژگیهای درماتیت سبورئیک، عود دورهای و مزمنشدن آن است. التهاب پایدار، تخریب سد پوستی و تراوش مکرر چربی محیطی باعث تداوم رشد مالاسزیا و تقویت مسیرهای التهابی میگردد. به مرور، پوست دچار هایپرکراتوز و کاهش انعطافپذیری لایهی اپیدرم میشود. این تغییرات، حتی پس از درمانهای موضعی، احتمال عود مجدد را بالا میبرند.
تأثیر فاکتورهای تغذیهای و متابولیک
مطالعات جدید نقش تغذیه و تنظیم متابولیسم در شدت درماتیت سبورئیک را نشان دادهاند. رژیمهای پرقند و پرچربی سبب فعالشدن مسیرهای mTORC1 در سلولهای غدد سباسه میشوند که منجر به افزایش تولید چربی پوست است. همچنین، مقاومت به انسولین و افزایش سطح IGF-1 ارتباط مستقیمی با افزایش سبوم و تشدید التهاب در پوست سر دارند. در مقابل، رژیم غذایی کمگلایسمی و غنی از اسیدهای چرب امگا-۳، زینک و ویتامین D موجب کاهش شدت علائم شده است.
نقش هورمونها در درماتیت سبورئیک
هورمونهای آندروژنی مانند تستوسترون و DHT با تحریک فعالیت غدد سباسه و تغییر ترکیب سبوم، بستر مناسبی برای رشد مالاسزیا ایجاد میکنند. افزایش آندروژنها در دوران بلوغ یا تحتتأثیر داروهای خاص باعث تشدید بیماری میشود. از سوی دیگر، اختلال محور تیروئید و کمکاری غدد نیز ممکن است بر تعادل عمومی چربی پوست مؤثر باشد.
ایمنی سلولی، التهاب و فیبروز ثانویه
در موارد مزمن، التهاب طولانیمدت پوست ممکن است به آسیب بافتی و فیبروز سطحی منتهی شود. تجمع سایتوکاینهایی مانند IL-6 و TNF-α علاوه بر التهاب موضعی، فعالیت سلولهای فیبروبلاست را تحریک کرده و منجر به ضخیمشدن لایهی زیرین پوست میشود. در این مرحله، پوست سر شکنندهتر شده و تراکم موها ممکن است کاهش یابد. هرچند درماتیت سبورئیک بهطور مستقیم منجر به ریزش موی دائم نمیشود، اما التهاب مزمن میتواند با آلوپسی واکنشی همراه گردد.
درمان و رویکردهای نوین
درمان درماتیت سبورئیک باید چندمحوری باشد و بر کنترل قارچ، تنظیم چربی پوست، کاهش التهاب و ترمیم سد اپیدرمی تمرکز کند.
ضدقارچها: شامپوهای حاوی کتوکونازول، سیکلوپیرکس یا زینک پیریتیون برای کاهش تراکم مالاسزیا.
درمانهای ضدالتهاب: کورتیکواستروئیدهای موضعی در موارد حاد؛ تاکرولیموس و پیمکرولیموس در فرمهای مقاوم.
تنظیم چربی پوست: استفاده از شامپوهای سبک و فاقد سیلیکون با PH متعادل.
تغذیه و مکملها: اسیدهای چرب امگا-۳، ویتامینهای گروه B مخصوصاً B6 و بیوتین به بهبود پوست سر کمک میکنند.
فتوتراپی و لیزر کمتوان: مطالعات اخیر اثربخشی نور LED قرمز در کاهش التهاب مزمن پوست سر را گزارش کردهاند.
پیشگیری و مراقبت روزانه
پیشگیری از عود بیماری بر پایهی مراقبت پوستی بلندمدت است:
- شستوشوی منظم با شویندههای ملایم حاوی مواد ضدقارچ.
- پرهیز از مصرف محصولات حاوی الکل و عطرهای محرک.
- حفظ رژیم غذایی متعادل و کنترل استرس مزمن.
- استفاده دورهای از شامپوهای دارویی در فصلهای سرد که تمایل به عود بیماری بیشتر است.
جمعبندی
درماتیت سبورئیک یک بیماری چندعاملی با پایهی التهابی، میکروبی و متابولیک است. درک جامع از ارتباط بین میکروبیوم پوست، غدد سباسه، و مسیرهای ایمنی، امکان طراحی درمانهای هدفمندتر را فراهم کرده است. مدیریت موفق این بیماری تنها در کاهش علائم خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند رویکردی سیستمیک است که تغذیه، سلامت روان، و مراقبت مستمر از پوست را در برگیرد. تعامل میان علم درماتولوژی، ایمونولوژی و بیوانفورماتیک در سالهای آینده میتواند چشمانداز درمان قطعیتر این اختلال مزمن را رقم بزند.
در کلینیک پوست و مو باراد، درماتیت سبورئیک بهعنوان یک اختلال پوستی چندعاملـی در نظر گرفته میشود که بر اثر برهمخوردن تعادل میان فعالیت غدد چربی، میکروبیوم پوست و واکنشهای ایمنی شکل میگیرد. در این مرکز، رویکرد علمی بر شناخت بهتر این تعاملات و یافتن راهکارهای ایمن و مؤثر برای کاهش التهاب، کنترل پوستهریزی و بازگرداندن عملکرد طبیعی پوست تمرکز دارد.







بدون دیدگاه